f=e="t هلک - بر بلندای کوه بیل
سفارش تبلیغ
صبا
"بر بلندای کوه بیل"

(طایفه مالکی)  بیشتر از روستاهای دیگر منطقه دامپروری داشته و نیمه اسکانند. یعنی چند ماه از سال را به منطقه سردسیری کوه بیل در شرق دشت ارژن کوچ می کنند..مسیر کوچ این طایفه از گرمسیر به سرحد (ییلاق)بدین صورت است که از کوره راه صعب العبور کوهستانی که در رشته کوه شمالی منطقه قرار دارد و از شمال روستای هلک می گذرد به نام "شُولَکُون"(sulakun)با بار وبنه و احشام گذشته و از کوه "چِنگ " (...)جنوبی سرازیر شده وارد دشت پشت کوه که خود حد فاصل بین این کوه و کوه چنگ شمالی است به نام "دشت برم "می شوند. ادامه مطلب...




تاریخ : پنج شنبه 94/7/9 | 3:49 عصر | نویسنده : مهدی پریشانی(نام مستعار) | نظرات ()

دوستان عزیز همانطور که در نوشته های قبلی به عرض رساندم یکی از اهداف اصلی ایجاد این وبلاگ شناساندن منطقه ی فامور و خصوصا طایفه ی مالکی و سکونت گاه آنان یعنی کرانه های دریاچه ی پریشان و کوهستان زیبای کوه بیل و حد فاصل آنهاست که سابقا از طریق کوچ طی می شد . من بعد نیز به فراخور حال و در حد بضاعت انشاالله مطالبی را جهت علاقه مندان به این منطقه تقدیم خواهم کرد: نوشته کوتاه زیر از همین مقوله است.

عمده ی کرانه ی شمالی دریاچه پریشان را به ترتیب  روستاهای   “پریشانparishan، هلکhelak، دهپاگاه  dehpagah” و روستای قلات نیلوqalat nilooدر برگرفته است که مجموع این ها را طایفه ی مالکی گویند . ادامه مطلب...




تاریخ : جمعه 94/6/27 | 9:24 عصر | نویسنده : مهدی پریشانی(نام مستعار) | نظرات ()

نمایی از روستای هلک *کرانه شمالی دریاچه پریشان*زمستان 93

نمایی از روستای هِلَک  -اسفند 93

      ادامه مطلب...




تاریخ : چهارشنبه 94/6/25 | 12:0 صبح | نویسنده : مهدی پریشانی(نام مستعار) | نظرات ()

تصاویر زیر مربوط به کشاورزی روستای دهپاگاه می باشد . تصویر در تاریخ 11 اردی بهشت 94 از دامنه ی کوه بُزی تهیه شده است.

کشاورزی فامور روستای هلک /اردیبهشت 94

کشاورزی  روستای دهپاگاه کازرون 11 اردیبهشت94

ادامه مطلب...




تاریخ : یکشنبه 94/2/13 | 4:14 عصر | نویسنده : مهدی پریشانی(نام مستعار) | نظرات ()

اوایل هفته دوم فروردین ماه به منظور دیدار با خانواده و فامیل و آشنایان، سفری کوتاه به زادگاهم دهستان فامور داشتم . براستی مقایسه تصوّرآنچه که اکنون درمنطقه می بینی با آنچه از گذشته ای نه چندان دور در خاطر داری بس دردناک است .

روزگاری بود که وقتی سرازیری گردنه ی "کُنارخُشک "را ردّ می نمودی، منظره ای جالب چشمانت را نوازش می داد. طبیعت دل انگیز دریاچه زیبای پریشان با شور و هیجان خاصّی در برابرت خودنمایی می کرد. خصوصاً فصل بهار که بیشه های سبز حاشیه آن منظره جالبی به خود می گرفت و انواع پرندگان زیبایی که در میان نی زارها لانه کرده  و هرازگاهی به پرواز در می آمدند ، با نغمه های زیباشان بر زیبایی های دریاچه می افزودند.بعلاوه بوی خوش و منحصر بفرد بوته زارهای سرسبز و زیبای کناره ی دریاچه فضا را عطرآگین می نمودو رهگذران را ،این همه لطف خدادادی سرمست می نمود. ادامه مطلب...




تاریخ : پنج شنبه 94/1/13 | 11:11 صبح | نویسنده : مهدی پریشانی(نام مستعار) | نظرات ()

زندگی باید کرد

       با مرد ساده ی  روستا

               با کدبانوی پرتلاش

                    که رنج سالها  فقرونداری را

                         چه آسان  به دوش می کشد. ادامه مطلب...




تاریخ : یکشنبه 93/9/9 | 6:28 عصر | نویسنده : مهدی پریشانی(نام مستعار) | نظرات ()

بهاران که آغاز می شد ما بودیم وایلی که با هزاران نوای خوش هی هی چوپانها و زنگوله های آویخته بر گردن گوسفندان و همراه با آواز مستانه ی پرندگان و شیهه اسبهایی که انگار سَرحَد (1)"sarhad "را بو می کشیدند رهسپار مراتع سرسبز و باصفای کوهستان زیبای "کوه بیل" (2)می شدیم . گردنه ها را علیرغم سختی ها و مشقّات فراوان درحال و هوای رسیدن به آن وادی رؤیایی ، یکی یکی پشت سر گذاشته و هیچ ازکف پاهایمان که در پاپوشهای پاره پاره و وصله دار خون آلود می شدند خبر نبود . ما بودیم وسربه هوا، ستیغ پرغرور و سرکش  کوه "دیشک dishk"(3)را نظاره گر ، که نویدمان می داد:  های عاشقان  سرمنزل مقصود نزدیک است!

معمولاً ایل بعد ازظهرها ده را ترک می کرد. اوّلین مانع "جَوَنی"(4)بود و در امتداد آن راه باریکه و مالرو شوُلَکوُن((شاولگان))(5)و این راهی بود که کمتر پیش می آمد که  بدون تلفات از گذرگاههای سخت آن بگذریم. از سقوط مالها در پیچهای تند و باریک بر روی صخره هابگیر تا فرار برخی اُلاغها و گم شدن برخی از اَحشام .

به هر روی شبانگاه خسته و کوفته بر بلندای کوه بالا(6) ، غروب خورشید را در اُفق دریاچه ی زیبای "پَریشان" وداع می گفتیم . اگرچه رنج اوّلین مرحله سفر کم نبود، لکن این اولین فاتحانه ی ایل بود با آن همه ناملایمات.

پیش قراولان ایل که می رسیدند محل اُتراق را تعیین و برای رسیدن دنباله ایل و عقب ماندگان آنچه را که لازم بود انجام می دادند از جمع آوری هیزم برای برپاکردن آتش تا مَهار احشامی که برای چرای علف تازه شتاب می نمودند. مردان ایل تمام هَمّ و غمشان این بود که گلّه ها را از پراکنده  شدن در بلوط زارها (7)حفظ کنند و زنان هم ضمن مسئولیت نگهداری کودکان می بایست آتشی برمی افروختند تا با دم کردن چای، کام مردان خسته و کوفته ی ایل را با جرعه ای نوشیدنی شیرین سازند.

آنها یی که دست وبالشان بازتر بود بدشان نمی آمد بساط کبابی  برپا سازند و برخی دیگر نیز با تهیه شُلشُل روغن(8) که درآن گیرودار غذایی را از آن خوشمزه تر نمی شناختیم جمع گرم و با صفای خانواده ی ایلیاتی را میهمان می نمودند .

1-سرحد : سردسیر2- کوه بیل : کوهستان کوه بیل در مجاورت دشت ارژن و در 50کیلومتری شیراز مجاورت جاده شیراز- کازرون 3- کوه دیشک : واقع در ضلع جنوبی کوه بیل که طایفه جروق در دامنه آن ییلاق را سپری می نمایند4- جونی : دامنه ی رشته کوه شمال روستاهای مالکی نشین

5- شولکون یا شاولگان : مسیر مالرو ایل مالکی  در پهنای کوه بالا واقع در شمال روستاهای هلک و دهپاگاه و پریشان و ...6-کوه بالا : واقع در شمال روستاهای هلک و دهپاگاه و پریشان و ...رشته ای از زاگرس7-بلوط زارها : جنگلهای بلوط که بخش شمالی کوه بالا و منطقه دشت برم و ... را فرا گرفته است

8- شلشل روغن : غذای سریع مردم ایل خمیر را به صورت گرد و قطور چنگ زده و پس از حالت گرفتن، در زیر خاکستر حاوی زغالهای گداخته قرار می دادند و پس از اینکه کاملا برشته می شد از تنور خارج  و آن را تکانده و تمیز می کردند و سپس با مالیدن  کره تازه یا روغن گوسفند بر روی آن مصرف می کردند.

 

 








تاریخ : پنج شنبه 93/9/6 | 8:3 عصر | نویسنده : مهدی پریشانی(نام مستعار) | نظرات ()
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • مینی ویکی نت