f=e="t اصفهان - بر بلندای کوه بیل
سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
"بر بلندای کوه بیل"

مشکل آب چقدر جدی است ؟ من که جرات تذکر ندارم !

آن روزهایی که برای سرکشی به خانواده و بستگان به زادگاهم بر می گشتم در اولین فرصت سعی می کردم  به دریاچه زیبای پریشان که تا آبادی ما فاصله چندانی نداشت سری  بزنم. حال یا به بهانه ماهی گیری بود یا تفریح و تماشای زیبایی های خیره کننده دریاچه. از بوته های کناره دریا که بوی معطرشان به وجدت می آورد گرفته تا آواز مستانه پرندگان زیبا و رنگارنگ  و لانه های پر از تخم آن ها بر فراز نیزارهای سر سبز و صدای جهش ماهیان جوانی که خود را از آب به بیرون پرتاب می کردند همه و همه برگ زرینی از قدرت لایزال الهی و شکوهمندی و در عین حال ظرافت طبیعت را به رخ می کشید . راستش هیچ وقت فکرش را هم نمی کردم که روزی چشم باز کنم و دریاچه نباشد واین همه زیبایی محو شده باشد  ! 
اما عاقبت آن روز نحس آمد و بیکباره متوجه شدم از دریاچه زیبایی که سال ها زیباترین و خاطره انگیز ترین دوران زندگیم را در کنار آن سپری  کرده بودم و جای جایش برایم پر از  شادترین و بیاد ماندنی ترین خاطره ها بود دیگر اثری نبود . 
با این حال به خودم دلداری می دادم که این وضعیت موقتی است و بالاخره دیر یا زود یک روز دریاچه دوباره بر می گردد و چشمانمان به جمالش روشن می گردد ، چه آن که در اوایل کودکیم هم  یکبار کم آب شدن دریاچه را شاهد بودم .
سال ها گذشت ،اما متاسفانه دریاچه بر نگشت و دیگر آن خاطرات شیرین زنده نشد و شاید هیچ وقت هم تکرار نشود .

ابتدا فکر می کردم این جریان مختص دریاچه پریشان بوده است تا این که تالاب ارژن هم به خاطره ها پیوست و بعد اخبار نگران کننده ای از خشک شدن دیگر دریاچه ها از بختگان گرفته تا ارومیه و سپس پایین رفتن سطح آب ها و خشکیدن چاهها و  قنات ها و .....

بگذریم !
یکی دوسالی است که مسئولان کشور ما ظاهرا بیدار شده اند و به طرق مختلف در ماجرای آب هشدار می دهند ، نمی دانم خودشان چقدر بروز این فاجعه باورشان شده و در زندگی شخصی خود چه اندازه به آب و چگونگی مصرف آن بها می دهند ولی به هرحال  کم و بیش از صدا و سیما و دیگر رسانه ها تذکراتی به مردم  داده می شود .
از طرفی شاهدیم که درگیری های مرتبط با کمبود آب هم هر روز ابعاد تازه ای به خود می گیرد .تا دیروز اصفهان و یزد و چهارمحال بود و امروز برازجان و بندر عباس و شاپور کازرون تا فردا چه پیش آید.
از منزل بیرون می زنم . رهگذری در کوچه با نشان دادن جویباری که از سرریز آب کولرهای پشت بام آپارتمان مجاورمان  در کوچه راه افتاده است به من تذکر می دهد و من که جرات ندارم زنگ اهالی آن آپارتمان را بزنم قول می دهم که تذکر بدهم !
در محله ای که کار می کنم خانمی را می بینم که ساعت ها کوچه خاکی جلو منزلش را با آب بی بها صفا می دهد و من جویبار سرازیر شده را که طولش بیش از پنجاه متر است نظاره گرم اما جرات تذکر ندارم!
آن طرف تر دیگری شیلنگ آب را روی ماشینش گرفته و با حوصله تمام گرد و خاک را از روی نازنینش می زداید و از آن بدتر 
کارواش های شهر همچنان فعالند و بدون دغدغه و با قدرت تمام ، سیل آب را به روی ماشینها می پاشند و روزانه میلیون ها لیتر آب را به فاضلآب تبدیل می کنند و دولت ظاهرا  نیازی به اصلاح این سیستم نمی ببند من هم جرات تذکر ندارم .

موقع برگشتن به خانه چشمم به گودال وسیع  وسط بولوار کمربندی می افتد که به واسطه بی مبالاتی تبدیل به یک مرداب شده است و من جرات تذکر ندارم!

براستی چگونه باور کنم آب دارد تمام می شود ؟
نمی دانم. ! شاید کمتر کسی باورش شده ما آب نداریم! 

 به منزل برمی گردم  ، قبل از ورود خانم با دو بشکه 20 لیتری دم در منتظرم ایستاده است : آب قطع شده است و مهمان هم داریم بی زحمت .....

 






تاریخ : چهارشنبه 97/5/3 | 9:18 عصر | نویسنده : مهدی پریشانی(نام مستعار) | نظرات ()
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • مینی ویکی نت